ممنون از همه دوستانی که به گردهمایی تیر ماه انجمن شعر و ادب سنگر رونق دادید .با حضورتون یه روز واقعا بیاد موندنی بوجود آوردید . و بازهم شرمنده ایم که آنچنان که باید میزبان خوبی نبودیم .
جای شما که به همایش نرسیدید هم خالی میکنیم تا بیستم مرداد .
جزئیات گردهمایی ادبی انجمن شعرو ادب بخش سنگر - تیر 90
و اما چند کار کوتاه :
1 )
از عاشقی و نگاه بهتر می گفت
از چشم تری که مانده بر در می گفت
حالا که تمام گله را گرگ زده
ای کاش که یک دروغ دیگر می گفت
2 )
مانند عصا که توی نیل افتاده
حرفش به تمام اهل ایل افتاده
با این همه اوصاف جمیل و زیبا
انگار که از دماغ فیل افتاده
3 )
گفتی که میان سینه ات غم داری
عاشق شده ای و اینکه کم کم داری
صد بار نشستم و تو را جمع زدم
هر جور حساب کردمت کم داری
4 )
قدری بخند و اخم را له کن
رنگین کمان را همدم مه کن
دنیا تورم کرده انگاری
فکری به حال مردم ده کن




